عبد الرضا سالار بهزادى
159
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
تازه شكل گرفتهء خانوادگى بود كه توانست ابراهيم خان پسر وى را كه كودكى بيش نبود با كمك تنى چند از افراد خانواده از خطر مرگ برهاند . يقينا در اين سالها تا رسيدن ابراهيم خان به سنين رشد و بلوغ ، بهزاديها كه در سالهاى كوتاه حكومت على خان با طعم شيرين قدرت سياسى آشنا شده بودند ، در ضمن پراكنده شدن نسبى مجدد آرزوى يافتن مركزيت متشكل جديدى را در سر داشتهاند . از اين روى با رسيدن ابراهيم خان به سنين رشد ، بعد از ماجراهاى نامعلومى كه در آن سالها بر او گذشت و دعوت از افراد طايفهء خود براى كمك به وى در گرفتن انتقام خون پدر ، اين دعوت حسن قبول عام يافت و بهزاديها اينبار با شور و علاقهء بيشترى پيرامون ابراهيم خان جوان گرد آمده ، و عملا رياست وى را بر خود تأييد نمودند . آنطور كه تاريخ سينه به سينهء خانوادگى حكايت مىكند در اين سالها تا قبل از وارد شدن ابراهيم خان به خدمت ديوان افراد طايفه همه در قريهء كريمآباد ملك موروثى ابراهيم خان گرد وى جمع شده و در آبادانى آنجا با جان و دل به او كمك مىكردهاند . ابراهيم خان گويا از همان ايام سعى مدام و خالصانهاى در جلب همه افراد طايفه و كمك و مساعدت به همهء آنها در حد امكانات خود داشته است . داستان خواستگارى غلامرضا اسماعيل از افراد طايفهء بهزادى پدر زين العابدين خان اسعد الدوله كه از يلان روزگار خود بود ، از صفيّه دختر عمهء ابراهيم خان ، كه گويا زيباترين زن طايفهء بهزادى بوده است و در ابتداى گفتار آن را نقل كرديم ، مىتواند خود مبين اين امر باشد كه از همان اوان كه ابراهيم خان تازه دوران كودكى را پشت سر نهاده بود ، رياست وى بر طايفهء بهزادى توسط افراد طايفه به رسميت شناخته شده بود . اين تمركز و تشكل طايفهگى در نظر اولياى امور حكومت بىشك به صورت يك قدرت اجتماعى و نظامى و در نتيجه سياسى بالقوه ديده شده و در نتيجه سعى نمودند قبل از آن كه اين قدرت بالقوه در جهت مخالفت با منافع حكومت به صورت بالفعل به كار گرفته شود آن را در خدمت حكومت به كار گرفته و ابراهيم خان جوان را احتمالا به خواهش و با داوطلب شدن خود او ، بعد از آن كه وى را رسما ، به شيوهء معمول زمان به رياست طايفهء بهزادى شناختهاند ، همراه با افرادى از طايفهاش كه داوطلب خدمت سپاهىگرى بودهاند در جرگهء سپاهيان دولتى وارد نمودهاند . چنان كه قبلا اشاره شد مرحوم وزيرى اين امر را مربوط به سال 1269 دانسته است كه به استناد مطالب تاريخ منتظم ناصرى كه در 1270 از ابراهيم خان به عنوان « ضابط بمپور » نام برده و از سياق عبارتش چنين مستفاد مىگردد كه حفظ امنيت تمامى خطهء بلوچستان بر عهدهء او بوده است ، ثابت كرديم كه تاريخ ارائه شده از سوى وزيرى بلا شك اشتباه مىباشد ، چه طى اين مدارج ترقى در طول تنها يك سال غيرممكن مىنمايد . بعيد نمىنمايد كه ابراهيم خان و افرادش از طايفهء بهزادى همراه با اردويى كه طهماسب ميرزا مؤيد الدوله در 1266 به فرماندهى احمد ميرزا براى سركوب محمد على خان نارويى و ديگر خوانين بلوچ به بلوچستان اعزام داشت و علاوه بر بمپور ، قلاع سرباز و نسكند را نيز به تصرف درآورد ، به بلوچستان رفته